مواضع جدید حماس؛ علت‌ها و پیامدها

0  1   

این جنبش از سال ۲۰۰۷ در پی اختلاف با تشکیلات خودگردان فلسطین که در کرانه غربی مستقر است، اداره نوار غزه را راسا بر عهده گرفت و ظرف این مدت، درگیر سه جنگ عمده با اسرائیل شد. با این همه، به دلیل ماهیت اخوانی جنبش حماس و رهبران آن با شکل‌گیری جنبش‌های مردمی در خاورمیانه و شمال آفریقا از سال ۲۰۱۱ که تحت عنوان بیداری اسلامی و بهار عربی نیز شناخته می‌شود، به تدریج نشانه‌های بروز تغییراتی چشمگیر در سیاست‌ها و روابط حماس با کشورها و جنبش‌های منطقه بروز پیدا کرد.

حماس که در چارچوب محور مقاومت روابط گسترده با کشورهایی مانند سوریه، ایران و نیز جنبش حزب‌الله لبنان داشت و در این پیوند، قدرت و توان نظامی و سیاسی آن افزایش بسیار یافته بود، به تدریج جهت‌گیری خود را به سمت کشورهای غرب‌گرای عرب منطقه مانند قطر و عربستان سعودی و ترکیه تغییر داد و در قبال تحولات مصر و سوریه به موضعگیری پرداخت.

موضع حماس در قبال تحولات سوریه که با انتقال دفتر سیاسی آن از دمشق به دوحه،‌ پایتخت قطر همراه بود، نقطه عطفی در روابط حماس با محور مقاومت محسوب می‌شود. سران حماس با هواداری از مخالفان دولت سوریه، خواهان کنار رفتن بشار اسد رئیس‌جمهوری سوریه شدند. طبیعتا این روند به معنای فاصله گرفتن حماس از ایران و ایجاد شکاف و اختلاف بین دو طرف بود.

با این حال، تحولات یک سال اخیر باعث شد جنبش حماس تغییرات قابل توجهی در خط‌مشی و رویکردهای خود صورت دهد. ازجمله حماس در سند سیاسی جدید خود بر ادامه مبارزه با صهیونیسم و اسرائیل اشغالگر تاکید کرده، اما در عین حال با طرح دو کشور نیز مخالفت نکرده است.

از سوی دیگر، جنبش حماس با تغییرات مهم در کادر رهبری و سپردن زمام حماس به یحیی سنوار، رویکرد جدیدی را اتخاذ کرده و تلاش خود را معطوف به شکل دادن و بهبود روابط سرد خود با کشورهایی مانند مصر و ایران کرده است. یحیی سنوار، زندانی امنیتی پیشین در زندان‌های اسرائیل از حامیان جناحی در این جنبش است که برای نزدیکی دوباره به ایران تلاش کرده بود؛ تحولاتی که منجر به تغییرات عمیق در رویکرد و سیاست‌های حماس شده، عبارتند از، شکست تلاش‌های محور غربی ـ عربی و ترکیه در زمینه تغییر نظام سوریه از طریق کمک‌های گسترده به گروه‌های تروریستی تکفیری و سکولار، افزایش فشارهای رژیم صهیونیستی علیه فلسطینی‌ها در اراضی اشغالی با توجه به بی‌توجهی جهان عرب به مساله فلسطین، ادامه محاصره نوار غزه از سوی رژیم صهیونیستی و حتی تشدید آن، بستن مرز رفح بین نوار غزه و صحرای سینا از سوی مصر به نشانه نارضایتی دولت مصر از سیاست‌ها و اقدامات حماس، وخامت روزافزون اوضاع اقتصادی و وضعیت معیشتی مردم غزه و از همه مهم‌تر، انزوای روزافزون حماس در سطح منطقه‌ای و باختن قمار بزرگی که خود آغازگر آن بود.

خبرها حاکی از توافق فتح و حماس بر سر تشکیل دولت وحدت ملی است. اختلاف داخلی فلسطینیان و تجزیه قدرت تشکیلات خودگردان باعث تضعیف موقعیت این تشکیلات شده و به مخالفان تشکیل کشور مستقل فلسطینی، ازجمله گروه‌های تندرو در اسرائیل، این امکان را داده بود تا وضعیت موجود را نشانه عدم ثبات سیاسی، فقدان دموکراسی و بروز هرج و مرج داخلی در کشور مورد نظر قلمداد کرده، ایجاد یک کشور فلسطینی را تهدیدی جدید برای امنیت و ثبات منطقه توصیف کنند.

اکنون با جهت‌گیری جدید حماس به نظر می‌رسد، فصل جدیدی در روابط این جنبش فلسطینی و جمهوری اسلامی ایران گشوده شده است. در این راستا شاهد سفر هیات بلندپایه‌ای از حماس به ریاست صالح عاروری، نایب‌رئیس دفتر سیاسی حماس به تهران در اواخر مهر ۱۳۹۶ بودیم. به گفته تحلیلگران، این سفر حامل این پیام به منطقه است که ایران در حمایت از مقاومت ملت فلسطین و گروه‌های فلسطینی، مادامی که در مسیر مقاومت و مبارزه با اشغالگری اسرائیل باشند، ثابت قدم است و هیچ خدشه‌ای در آن وارد نخواهد شد. این در حالی است که رژیم صهیونیستی بشدت در باره پیوند مجدد حماس و ایران نگران است و به همین دلیل در چارچوب شروطی برای مذاکره با تشکیلات خودگردان فلسطین، دو شرط مهم یعنی قطع ارتباط حماس با ایران و به رسمیت شناختن اسرائیل از سوی جنبش حماس را مطرح کرده است.

در مقابل، سنوار رهبر حماس شرط نتانیاهو نخست‌وزیر اسرائیل را برای قطع روابط حماس با ایران، توهم توصیف کرده است. اسرائیل بیم دارد که با توجه به پیروزی محور مقاومت در سوریه وتقویت جنبش حزب‌الله در لبنان، از سرگیری روابط حماس با محور مقاومت بویژه ایران، بار دیگر معادلات امنیتی را به ضرر آن تغییر دهد.

دکتر سید رضا میرطاهر

کارشناس مسائل بین‌الملل

آگهی رایگان در سایت زورناچی
این مطلب را به اشتراک بگذارید:

متن دیدگاه