ترجمه و بررسی آهنگ Thru These Tears از LANY

0 

 

از سال ۲۰۱۷ به این سمت این اولین آهنگ LANY است که منتشر می شود. پل کلین مرد اول این گروه می گوید آهنگ در ۲۹ ژانویه به پایان رسید و نشان دهنده بدترین ۴۵ روز زندگیم است. او در این مورد می گوید: واقعا افتخار می کنم که توانستم از آن دوره عبور کنم. توانستم از آن شرایط بیشترین بهره را ببرم. نه تنها نویسنده و هنرمند بهتری شدم بلکه توانستم انسان بهتری نیز بشوم. حالا احساس نزدیکی بیشتری با کسی که هستم، طرز فکر و احساسم دارم. این سازنده ترین ۴۵ روز زندگیم بود.

Thru These Tears:

http://bedunim.ir/wp-content/uploads/2018/07/Thru_These_Tears.mp3


لینک دانلود آهنگ 


ترجمه متن آهنگ و بررسی:

This hurts like hell

But I keep telling myself

It’s gonna get better

But it’s taking forever

I tried to go out

But every time I leave the house

Something reminds me

Of what’s now behind me

بدجور درد داره

اما دائم به خودم می گم

بهتر میشه

اما تا ابد ادامه داره

سعی کردم برم بیرون

اما هر دفعه که خونه رو ترک کردم

یه چیزی به یادم آورد

که چه چیزی الان پشت سرمه

( مشخص است که شخصیت اول آهنگ یک شکست عشقی وحشتناک را تحمل می کند و هر چقدر هم خودش را دلداری می دهد و سعی می کند ذهنش را منحرف کند باز هم خاطرات گذشته به سراغش می آیند. )

Everyday I let go

Just a little bit more

هر روز یه مقدار دیگشو

میزارم بره

( هر روزی که می گذرد سعی می کند مقداری از خاطرات و حس گذشته اش را به فراموشی بسپارد. )

In the end I’m gonna be alright

But it might take a hundred sleepless nights

To make the memories of you disappear

But right now I can’t see nothing through these tears

آخرش خوب میشم

اما شاید ( برای خوب شدن ) صد شب بی خوابی بخواد

تا خاطرات تو رو محو کنم

اما در حال حاضر از بین این اشکا هیچ چیزی رو نمی تونم ببینم

( شاید بتواند بعد از گذشت مدت زمان زیادی عشق گذشته اش را فراموش کند اما در حال حاضر آنقدر غرق احساسات است که هیچ کاری از دستش بر نمی آید. )

Control my thoughts

Convincing myself it’s your loss

I really mean it

And I’m starting to believe it

افکارم رو کنترل می کنم

خودمو قانع می کنم که تو از دستم دادی

واقعا میگم

و شروع به باورش می کنم

( کاملا طبیعی هست که فرد با خود بگوید او مرا از دست داد نه من، انسان به هر روشی سعی می کند درد خود را التیام دهد. )

Everyday I let go

Just a little bit more

هر روز یه مقدار دیگشو

میزارم بره

In the end I’m gonna be alright

But it might take a hundred sleepless nights

To make the memories of you disappear

But right now I can’t see nothing through these tears

آخرش خوب میشم

اما شاید ( برای خوب شدن ) صد شب بی خوابی بخواد

تا خاطرات تو رو محو کنم

اما در حال حاضر از بین این اشکا هیچ چیزی رو نمی تونم ببینم

Out of sight but you’re not out of my mind

So it might take somebody else at night

To make it feel like you were never here

But right now I can’t see nothing through these tears

جلوی چشم نیستی اما از ذهنم بیرون نمیری

شاید لازم باشه شب یکی دیگه ( پیشم باشه )

تا این حس بوجود بیاد که هیچ وقت اینجا نبودی

اما در حال حاضر از بین این اشکا هیچ چیزی رو نمی تونم ببینم

( جمله اول کاملا برعکس مثل از دل برود هرآنکه از دیده رود است. شخصیت اول آهنگ می داند ندیدن هم نمی تواند خاطراتش را پاک کند حتی وجود یک فرد دیگر هم قدرت چنین کاری را ندارد. )

You said it was over

But when we got closer

You cried on my shoulder

Goodbye

تو گفتی تموم شده

اما وقتی بهم نزدیکتر میشیم

تو روی شونه هام گریه می کنی

خدانگهدار

( واقعا چرا با خودمون این کارو می کنیم؟ )

In the end I’m gonna be alright

But it might take a hundred sleepless nights

To make the memories of you disappear

But right now I can’t see nothing through these tears

آخرش خوب میشم

اما شاید ( برای خوب شدن ) صد شب بی خوابی بخواد

تا خاطرات تو رو محو کنم

اما در حال حاضر از بین این اشکا هیچ چیزی رو نمی تونم ببینم

Out of sight but you’re not out of my mind

So it might take somebody else at night

To make it feel like you were never here

But right now I can’t see nothing through these tears

جلوی چشم نیستی اما از ذهنم بیرون نمیری

شاید لازم باشه شب یکی دیگه ( پیشم باشه )

تا این حس بوجود بیاد که هیچ وقت اینجا نبودی

اما در حال حاضر از بین این اشکا هیچ چیزی رو نمی تونم ببینم

Driving home on an empty highway

I thought about you and I hit the brakes

What we had and who we were was so clear

But right now I can’t see nothing through these tears

توی بزرگ راه خالی به سمت خونه میرم

به تو فکر می کنم و میزنم رو ترمز

اونچه داشتیم و کسایی که بودیم کاملا واضح بود

اما در حال حاضر از بین این اشکا هیچ چیزی رو نمی تونم ببینم

 

 

 

این مطلب را به اشتراک بگذارید:

Comments are closed.