معلم مهربون درونی

0 

چشمو باز  کرده یا نکرده میپری روی گوشی و اینستارو باز می کنی ببینی

کی بهت دایرکت داده یا استوری دیشبی که گذاشتی چندتا ریپلی داشته .

بعدش که کارت از دایرکت چک کردن تموم شد

نوبت اینه که ببینی کدوم یکی از فالورات از بهترین غذا و شسته رفته ترین قسمت زندگیش عکس گذاشته ،

وقتی این صحنه هارو میبینی آه از نهادت بلند میشه ،

با خودت میگی هییییییییی ، اینام زندگی می کنند ما هم زندگی می کنیم L

خدایا این چه عدالتیه که داری آخه نوکرتم !

یکی مثل من واسه صبحونه نون بربری خشک شده با پنیر و چای شیرین  بخوره

یکی مثل این دختره نوتلارو بماله رو نون تست و کلی میوه فصل و هزار کوفت و زهر مار دیگه ،

تازه با ایفون ایکسی که داره یه عکس درست حسابیم از خوده

ایکبیریشو صبحونش بگیره و استوری کنه ، و زیرش هشتگ صبح بخیر بزنه ؛

یکم که تو اینستا می چرخیم دوباره می بینیم اون دختره یه پست آپلود کرده ،

یه عکسی از خودش با یه لباس برند فلان گذاشته و زیرش نوشته

اگه میخواید بخرید برید تو پیج فلانی و سفارش بدید.

یکی نیس بگه آخه دختر خووووب، من اگه پول داشتم لازم نبود

تو بگی از کجا لباس بخرم خودم شعورشو دارم بدونم کدوم مرکز خرید از همه بهتره ،

خب مسلما وقتی صدامون به جایی نمیرسه و حتی نمیشه براش

کامنت گذاشت چون میدونیم کار خیلی خز و چیپیه که حسودیمونو نشون بدیم ،

طی یک حرکت انتحاری پستشو فروارد می کنیم واسه بهترین و صمیمی ترین دوستمون ،

که یکم از بار حسودی از روی دوشمون کمتر بشه ، خب دونفری حسودی کردن خیلی بهتر از یه نفریه دیگه ،

یه وقت هایی هم غیبت کردن خیلی حال میده ،

وقتی حجم حسودیمون رو برای دوستمون فوروارد می کنیم

اونم نامردی نمی کنه  و استارت تخریبشو میزنه ،

” این دختره کجاش از ما بهتره؟ ما فقط پول نداریم

اگه پول داشتیم سلیقمون هم از این خیلی بهتر بود

مامان بابا های ما که اجازه نمیدن از اینجور پست ها بذاریم و تبلیغ بگیریم

وگرنه ما استعدادمون از این دخترا خیلی بیشتر بود ، دختره زشت!

هر چی که می پوشه و هر کاری که انجام میده از پول تبلیغاشه بعدشم میاد میگه کار ما سخته و فلان ،

اگه از منم یکی با این کیفیت عکس بگیره میتونم مدل یا فشن بلاگر بشم”

ما هم حرفاشو تایید می کنیم ، و باهم دیگه حسرت می خوریم

که چرا موقعیتش پیش نمیاد که ما هم خودمونو نشون بدیم ،

از اون روز که میگذره ، دایره دخترای سانتی مانتال ، توی پیج اینستاگرام هر دوتامون روز به روز زیادتر میشه ،

جوری که اگه روزی راجب یکی از اونا بد نگیم ، یا راجب هر کدومشون حسرت نخوریم انگار روزمون شب نمیشه ،

دیالوگ هایی هم که درونمون رد و بدل میشه بعدا از حسرت خوردن از زندگی بقیه چیزهایی شبیه این هاست :

وای من که همیشه خنگم.

من الان لیسانس دارم ولی هیچی بلد نیستم ولی اون دختره موفقه !

من همیشه خراب کاری می کنم.

هیچ وقت شانس نداشتم .

هیچ کس منو دوست نداره.

هیچ کس به من توجه نمی کنه .

این جمله ها دقیقا کاری رو با ما می کنه که آلمان با لهستان کرد ،

منظورم استفاده از کلمه های ” هیچ کس ، همیشه ، هیچ وقت ” هست .

این کلمه ها و جمله های بالا درست شبیه یه آهنربا  کار میکنه که  به ما وصل شده  و افسردگی رو می کشونه سمت  هر کدوم از ما ؛

 

دقیقا ما بهترین روز های زندگی خودمونو که می تونیم ازش به بهترین شکل استفاده کنیم

و کلی کیف کنیم ، داریم با حسرت خوردن راجب پوست و مو و فلان لباس

و مدل میکاپ  یکی دیگه که اصلا نمی شناسیمش خراب می کنیم ،

به جای اینکه یه چرخی درون خودمون بزنیم ببینیم دنیا دست کیه

و با خودمون چند چندیم ، چه استعدادی داریم و چجوری میتونیم ازش استفاده کنیم

اصرار داریم که ما بدبخت ترین  و منگل ترین موجودات زمینیم چون نمیتونم چند تا عکس خفن بگیریم

لباسامون برند نیست ، یا می ترسیم بریم جلوی آینه چون  خیال می کنیم که زشتیم

و همیشه خودمون رو بابت این موضوع سر زنش می کنیم ؛

کار  زندگیمون هم شده لم دادن روی کاناپه با لباسای توی خونه و موهای شلخته

و دید زدن زندگی  اینو اون توی اینستاگرام و آماده شدن برای سیلی خوردن از اعتماد بنفس ؛

باور کنید اون دخترای و پسرایی که در اینستاگرام می بینید حقیقتا

همیشه اینقد عصا قورت داده و شیک نیستند ، همیشه لاکچری ترین غذا هارو نمی خورند

اونام یه وقت هایی مثل شما  شلخته اند ، باور کنید اونام اونقدر ها که نشون میدند مهربون نیستند

و پاش بیافته از منو شمام بیشتر و خانمان سوز تر فحش میدند.

ما فقط ظاهر زندگی اونا رو می بینیم اونم به ترو تمیز ترین حالت ممکن

و اونوقت با باطن زندگی خودمون مقایسه می کنیم ،

اینو می دونید ، عکس زندگی بقیه با فیلم زندگی خودمون قابل قیاس نیست ؟

شاید فکر کنید شما چون شبیه اون ها نیستد کسی دوستون نداره و از زندگی اجتماعیتون عقب افتادید ،

ولی بد نیست  به جای این خود زنی ها ، یکم از خودمون مراقبت کنیم ،

اولین کاری که میتونیم بکنیم هم این هست  که پیج  همه آدم های سمی اطرافمون رو بلاک کنیم ،

کسانی که باعث می شوند ما یه لحظه احساس خوب  و کافی نبودن بهمون دست بده ؛

قدم دوم اینه که با یه برنامه ریزی درست حسابی و فکر کردن به موضوعی که بهش علاقه داریم  ، راهمون رو  پیدا کنیم ؛

اینجور وقت ها یه مشاور میتونه بهمون کمک کنه .

ورزش کنید ، آهنگ های باحال گوش کنید و حرکات موزون  انجام بدید

سعی کنید بیشتر اجتماعی باشید و با هر کسی که جلوی راهتون سبز شد گرم بگیرید و بگید و بخندید

با دوستاتون برید بیرون و بدون اینکه از بستنی خوردنتون استوری بذارید ،از باهم بودنتون لذت ببرید J

یکم که بگذره می بینید که این احترام هایی که به خودتون گذاشتید داره یه جا هایی جواب میده

و بقیه هم بیشتر دوستون دارن و علاقه دارند باهاتون معاشرت کنند.

یه جورایی هوای خودتون رو داشته باشید .

{ اینستاگرام را باز کرده و حسرت دندون لمینت شده آن دخترک را میخورد }

این مطلب را به اشتراک بگذارید:

Comments are closed.