مشاهدات غیر قابل توجیه بشقاب پرنده ها از گذشته تا حال + عکس

0  323  

تاکنون مشاهدات زیادی از بشقاب پرنده ها گزارش شده است ولی برخی از آنها مستندات قویتری داشته است . بسیاری از حوادٍ توسط دانشمندان توجیه شده است ولی مواردی که ما می خواهیم به آن اشاره کنیم همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد.

سقوط ککس بورگ:

در سال ۱۹۶۵ شی مرموزی در شهر کوچک Kecksburg سقوط کرد. در چند ایالت آمریکا و کانادا عرض آسمان را طی کرد و آن را چون یک گوی آتشین توصیف کردند . چهار شاهد جدا از هم، این شی را توصیف نموده و محل سقوط را جنگلهای Kecksburg معرفی کردند . خیلی زود ارتش منطقه را قرنطینه و هرچه از شی بازمانده بود جمع آوری و با یک کامیون ارتشی از منطقه خارج کرد .البته بعضی‌ها آن را ماهواره شوروی میدانستند. آن هم در شراطی که در اوج جنگ سرد بود و به شدت کارهایش مخفیانه و محرمانه بود. بشقاب پرنده

بشقاب پرنده

۳ مارس ۱۹۹۷ در شهر فونیکس در ایالت آریزونا اتفاقی افتاد که برای همیشه نام این شهر را در تاریخ یوفوها جاودانه کرد. در شب سیزدهم چند نور بزرگ در طول ایالت آریزونا و بر بالای این شهر به آرامی حرکت کردند! هزاران یا شاید ده‌هاهزار نفر شاهد این ماجرا بودند. دولت ایالات متحده نیز از همان شب واقعه با بهانه‌های غیر منطقی و در بعضی موارد مضحک، سعی در لاپوشانی این اتفاق و انکار ماهیتی آن کرد! دکتر لین کیتاینیز که خود یکی از هزاران شاهد ماجرا بود از همان ابتدا تلاش خود را بکار بست تا توضیحی منطقی برای آن بیاورد.

نتیجه‌ی تحقیقات او که در یک جلد کتاب و یک مستند جمع‌آوری شده است نشان می‌دهد که (ما تنها نیستیم) با وجود هزاران شاهد زنده، مشاهدات ۳ مارس ۱۹۹۷ یوفو ها در منطقه و تعداد بسیار زیادی عکس و ویدئو به عنوان مدرک رخداد سال ۹۷، بسیاری متقاعد شده‌اند دولت هرگز به غیر قابل شناسایی بودن نور‌های فونیکس  اعتراف نخواهد کرد. هیچ صدایی از این نور ها یا سفینه‌ای که به آن متصل بودند شنیده نمی‌شد. این نورها در ارتفاع بسیار پایین حرکت می‌کردند و به سرعت به دو نور تبدیل و در چشم به هم زدنی در جای خود باز می‌گشتند. مطمئنا تکنولوژی استفاده شده بسیار پیشرفته بوده است. حتی بسیاری آن را فرا زمانی و از جهانی دیگر تصور می‌کردند. بشقاب پرنده

نورهای فونیکس

در حقیقت این پدیده بیش از ۱۲ ساعت طول کشید و از ساعت ۵:۲۰ بهد از ظهر در نیومکزیکو شروع و تا ۱۱:۳۰ شب – هنگامی که دو هواپیما آن را بر فراز لاس‌وگاس دیدند – و صبح روز بعد ساعت ۵:۳۰ ادامه داشت. حدس زده می‌شود حدود ۱۰۰۰۰ نفر آن را دیده‌اند! تا به امروز مشاهده‌ای به این گستردگی در زمینه یوفو و یوفولوژی صورت نگرفته است و کسی هم نتوانسته آن را انکار و یا دلیل تراشی کند. بشقاب پرنده

بشقاب پرنده

 رازول، آمریکا

در ایالت نیومکزیکو آمریکا، ساکنان روستایی به نام رازول، ادعا کردند که بشقاب پرنده‌ای را دیده‌اند که داخل آن آدم‌های فضایی وجود داشت. آنها ادعا کردند این بشقاب پرنده را در اختیار گرفته‌اند و آدم‌های فضایی نیز پس از ورود به زمین مرده‌اند. جنازه‌های آدم‌های فضایی درون این وسیله، بعدها در اختیار مسئولان پنتاگون و محافل علمی آمریکا قرار گرفت و بررسی روی آنها آغاز شد. در همین رابطه نیز پرونده‌ای باز شد که بعدها به پرونده «حفاظت از رمز و راز رازول» معروف شد. حالا با گذشت سالها، یکبار دیگر پرونده رازول باز شده و این بار به عنوان بزرگ‌ترین اتفاق از بشقاب‌های فضایی در حال تایید و ثبت شدن است. 

 رازول، آمریکا

کنت آرنولد، آمریکا

در آسمان ایالت واشنگتن، خلبان «کنت آرنولد» در تنهایی ولی با لذت از مشاهده‌ی آبشارهای کوچک ناحیه، پیش می‌راند. ساعت ۲ بعد از ظهر  ناگهان هواپیمای وی در اثر نور شدیدی که آسمان را روشن کرده بود تکان شدیدی خورد. او در قسمت چپ و بالای مونت ریز چیزهایی را دید که به نظر ۹ شیئی آتشین متحرک می‌آمد. آرنولد اول فکر کرد که آنها هواپیماهای جت هستند ولی طرز حرکت عجیب و غریب آنها و تکانهای غیر طبیعی‌شان به طرف بالا و پایین، طوری بود که آرنولد دریافت که اشتباه کرده است. به همین دلیل بین خود و آنها فاصله‌ای حدود ۴۰ کیلومتر ایجاد کرد ولی هر چه سعی کرد نتوانست طرح کامل آنها را ببیند. او فکر می‌کرد که اگر آنها هواپیماهای جت باشند، پس چطور است که دم ندارند؟!
کنت آرنولد

آرنولد تا حدی که ممکن بود به آنها خیره شد و حتی پنجره را باز کرد تا آنها را بهتر و روشنتر ببیند. آنها هواپیمای جت نبودند بلکه اشیاء نورانی ناشناسی بودند که درست به سمت میدان دید او، بین مونت ریز و مونت آدامز پرواز می‌کردند. سرعتشان آنطور که آرنولد تخمین زد بین ۲۱۰۰ تا ۲۷۵۰ کیلومتر در ساعت می‌رسید و خیلی سریعتر از هر نوع هواپیمایی بود که در آن دوره وجود داشت و از همه مهم‌تر اندازه‌ی آن اشیا بود که حدود دوسوم هواپیمای او بود ، یعنی تقریبا ۱۹ متر! سرانجام در یک چشم به هم‌زدن پرواز‌کنندگان ناشناس از او دور شدند و آرنولد نتوانست آنها را بیابد برای همین به پایگاه برگشت و سپس هر چه را که دیده بود برای مدیر کل بیان کرد.

یوفولوژی

آرنولد در مصاحبه‌هایش گفت که  حرکت و جنبش این اشیاء آسمانی مانند بشقابی بود که شما آن را به طرف آب پرتاب کرده باشید. از همین جمله بود که نام بشقاب پرنده متولد شد! و از آن زمان تمام عالم این پدیده را به نام بشقاب پرنده شناخت و جالب اینجاست که طی دو ماه بعد از این واقعه ۸۵۰ مورد از دیدن بشقاب پرنده فقط در آمریکا گزارش شد و در مورد آرنولد باید گفت که این دیدار زندگی او را عوض کرد و از آن پس تبدیل به یک جستجوگر و محقق فعال بشقاب پرنده شد و تا زمان مرگش در سال  ۱۹۸۴ چندین‌بار با بشقاب پرنده هایی مواجه شد.  بشقاب پرنده

پرونده شایعات واشنگتن

در سال ۱۹۵۲ که فرودگاه ملی واشنگتن مملو بود از رادار های زمینی و هوایی نقاط متعددی را بر روی رادار خود دیدند و همچنین گزارشاتی از دیدن اشیا نورانی در افق، شده بود. این امر نیروی هوای را بر آن داشت که باید به مصاف مبارزه با دشمنان برود اما تلاشی بیهوده بود . دولت طرحی با نام پنل رابرتسون راه انداخت. پنل رابرتسون جمعی متشکل از دانشمندان بود که وظیفه جمع‌آوری اطلاعات در باره اتفاقات اخیر بودند. این گروه از دانشمندان پروژه‌ای را با نام پروژهکتاب آبی راه انداختند.

خلاصه تحقیقات نیروی هوای ایالات متحده چنین بود:

هیچ‌یک از اشیای ناشناس پرنده‌ای که تا آن زمان گزارش، بررسی و ارزیابی شدند، تهدیدی برای امنیت ملی (مشخصا برای ایالات متحده) نبودند. از میان مدارک بررسی شده با طبقه‌بندی ناشناس، هیچ‌کدام از لحاظ تکنولوژیکی و علمی، از دانش امروزی بشر فراتر نبودند .در بین هیچ‌کدام از گزارش‌های بررسی شده، شواهدی دال بر وجود وسیله نقلیه فرازمینی موجود نبود. بشقاب پرنده

پرونده شایعات واشنگتن

مورد لولند، تگزاس

یکی از موارد حیرت‌آور و باور‌نکردنی مشاهده یوفو، مورد لولند سال ۱۹۵۷ است. تقریبا هشت مورد گزارش مستند از دیده شدن شیئی با مشخصات مشابه و گزارش تعدادی از ماموران اداره پلیس لولند و هفت مورد اثبات نشده توسط افراد ناشناخته در رابطه با این پرونده به ثبت رسیده است. در این سال پلیس گزارش‌های متعددی مبنی بر اینکه موتور خودرو این افراد در هنگام نزدیک شدن جسمی درخشان و تخم‌مرغی شکل به صورت ناگهانی از کار افتاده است، از رانندگان دریافت کرد. به گفته رانندگان موتور خودروها پس از دور شدن این جسم مجددا به صورت خوکار فعال شده است. نیروی هوایی آمریکا علت این پدیده را طوفان الکترونیکی عنوان کرد. بشقاب پرنده

مورد لولند

برخورد وستال، استرالیا

در  سال ۱۹۶۶ دانش‌آموزان دو مدرسه در وستال، یکی از شهرهای حومه ملبورن استرلیا مشغول درس خواندن بودند. یکی از دانش آموزان سرش را بلند کرد تا از پنجره کلاس بیرون را تماشا کند که ناگهان فریاد زد: «نگاه کنید، بشقاب پرنده! آنجاست پشت درخت‌ها». با فریاد او همه سرشان را به طرف پنجره برگرداندند تا بشقاب پرنده را تماشا کنند و در یک چشم‌برهم‌زدن بیش از ۲۰۰ دانش آموز و تقریبا همه کادر دو مدرسه سراسیمه از کلاس‌ها خارج شدند و به طرف محل حادثه دویدند. بشقاب پرنده

برخورد وستال

اما وقتی که به چراگاه رسیدند شی پرنده دوباره به پرواز درآمده و ناپدید شده بود و تنها اثری که از خود بر جای گذاشته بود، شکلی دایره‌وار از علف‌های سوخته بود. نه تنها دانش‌آموزان و کارمندان مدرسه، شاهدان عینی این ماجرا بودند، بلکه شهروندان بسیاری هم دیده‌شدن جسم پرنده در آسمان را به پلیس گزارش کردند. با وجود اینکه شاهدان این پدیده همچنان بر‌آنچه دیده‌اند پافشاری می‌کنند، سازمان‌های استرالیایی این جسم ناشناخته را هواپیمای آزمایشی ارتشی خوانده‌اند.

برخورد اسکله شگ، کانادا

درشب سال ۱۹۶۷ ساکنان دهکده، نورهای نارنجی رنگ عجیب و غریبی را دیده‌اند که به ادعای پنج نوجوان به ترتیب و یکی پس از دیگری ظاهر می‌شدند و سپس ناگهان ۴۵ درجه به سوی آب تغییر زاویه می‌دادند؛ گویی که در نیم‌مایلی ساحل روی سطح آب شناورند. در همان حال، یکی از ماموران محلی هنگام رانندگی نورهای ساطع شده از شی پرنده‌ای را دید که به سرعت به طرف اسکله حرکت کرد. دو مامور دیگر همزمان با هم به اسکله رسیدند. منظره عجیبی بود؛ تمامی اهالی روستا در اسکله جمع شده بودند و جسم پرنور زرد رنگ متمایل به نارنجی‌ای را که به آرامی در آب حرکت می‌کرد و گویی داشت در آب فرو می‌رفت، به یکدیگر نشان می‌دادند. بسیار حیرت‌آور بود. ماموران هر چه گشتند هیچ چیز نیافتند و جست‌وجو ساعت سه صبح خاتمه یافت. روز بعد، غواصان به زیر آب رفتند تا جسم ناشناخته را پیدا کنند.
برخورد اسکله شگ

آنها تا چند روز مشغول جست‌وجو بودند اما هیچ اثری از آن پیدا نکردند و این موضوع همانند دیگر ماجراهای دیده شدن جسم پرنده ناشناخته آسمانی از ذهن‌ها پاک شد. مسئولان در جریان تحقیقات متوجه شدند که پس از اتمام کار غواصان، پروند شی فضایی هنوز بسته نشده بود و شاهدان ماجرا چنین توضیح دادند: «شیئی که به درون آب‌های منطقه افتاد خیلی زود بندر را ترک کرد و تقریبا پس از پیمودن ۴۰ کیلومتر به محلی به نام گاور منت پوینت رسید». در همان لحظه این شی توسط ردیاب‌های صوتی شناسایی شد و کشتی‌های نظامی دریایی برای شلیک در زمان اضطراری رادارهای خود را روی آن قفل کردند. بشقاب پرنده

برخورد اسکله شگ

پس از چند روز، یوفوی دریایی دیگری به اولی پیوست و ارتش از ترس اینکه مبادا حمله‌ای صورت پذیرد عملیات نجاتی را طرح ریزی کرد اما تصمیم گرفت تا عکس العملی از سوی اجسام ناشناخته صورت نپذیرفته است، ارتش هم دست به کاری نزند تا ببیند چه اتفاق خواهد افتاد. پس از تقریبا یک هفته زیرنظر داشتن یوفوها به برخی از کشتی‌های نظامی دستور داده شد تا در تعقیب زیردریایی روسی‌ای باشند که احتمالا بدون اجازه وارد آب‌های کانادا شده است. دقیقا همزمان با صادر کردن چنین دستوری، این دو یوفوی دریایی هم به سمت خلیج ماین به حرکت درآمدند و با فاصله‌گرفتن از قایق‌های گشتی، ناگهان به سمت آسمان به پرواز درآمدند.  بشقاب پرنده

تعقیب یوفو در آسمان تهران

شهریور سال ۱۳۵۵ تماسهای مردم با نیروی هوایی ارتش خبر از رویت شیئی پرنده در افق شمالی تهران در منطقه شمیرانات داد. پس از تایید این گزارش‌ها توسط برج مراقبت فرودگاه مهرآباد تهران، از پایگاه هوایی شاهرخی (نوژه) دو فانتوم عازم تهران می‌شوند. خلبان هواپیمای اول پس از نزدیک شدن به شی، متوجه ازکارافتادن وسایل ارتباط رادیویی هواپیما شده و به پایگاه باز می‌گردند. اما خلبان هواپیمای دوم تلاش می‌کند به شی ناشناخته نزدیک شده و آنرا مشاهده کند. وی می‌گوید:

خیلی سریع  حرکت می‌کرد و با سرعت بالاجابجا می‌شد. از خود چهار نور ساطع می‌کرد. از قسمت بالای آن نوری قرمز و چشمک زن، در پایین نوری نارنجی رنگ و در طرفین نوری آبی رنگ ساطع می‌شد. این نورها به قدری شدید بودند که امکان دیدن بدنه این شی وجود نداشت. پس از نزدیک تر شدن، جسم نورانی کوچکی از آن جدا و به هواپیما نزدیک شد. بشقاب پرنده

تعقیب یوفو در آسمان تهران

با دور شدن هواپیما، جسم نورانی هم از تعقیب آنان صرف نظر می‌کند. تعقیب و گریز در آسمان تهران ادامه می‌یابد. خلبان رویت چند جسم نورانی دیگر را در بالای سر خود و سایر نقاط تهران گزارش کرده‌است؛ که هر بار همانند مورد اول با نزدیک شدن به آن، ارتباطات رادیویی هواپیما از کار می‌افتد. یک ماهواره نظامی آمریکا نیز اجسام نورانی را بر فراز تهران رصد کرده‌ است. سپهبد آذربرزین در هنگام وقوع این حادثه از فرماندهان ارشد نیروی هوایی بوده و شخصا در جریان رخداد قرار داشته است.

تعقیب و گریز سائوپائولو، برزیل

رویت جسم ناشناس پرنده در برزیل به سال های ۱۹۴۵ ،۱۹۷۷ و ۱۹۸۶ برمی‌گردد. در پی اولین گزارش، یک فروند هواپیمای جنگی به پرواز درآمد تا جسم ناشناخته را که برفراز ساحل اقیانوس در ایالت پارانا دیده شده بود، تعقیب و هویت آن را مشخص کند. اما وقتی هواپیما به پرواز درآمد هیچ اثری از جسم پرنده نبود. دومین مورد به سال ۱۹۷۷ بازمی‌گردد. در پرونده این سال، اسناد بسیاری همراه با عکس‌های جالبی وجود دارد که در طول «عملیات بشقاب پرنده» گرفته شد و در بسیاری از شبکه‌های تلویزیونی برزیل هم روی آنتن رفت.

تعقیب و گریز سائوپائولو

سومین ماجرای دیده شدن یوفو میان برزیلی‌ها به «شب یوفوها در برزیل» شهرت دارد؛ شبی اسرارآمیز در ماه می سال ۱۹۸۶ که ۲۱شی ناشناخته برفراز آسمان شهرهای ریودوژانیرو، سائوجوز و سائوپائولو نمایان شدند و در پی آن تعداد زیادی جت به آسمان پرواز کرد تا بلکه اجسام پرنده را شناسایی کنند. اما به محض اینکه رادارها موقعیت اجسام را شناسایی می‌کردند و به آنها نزدیک می‌شدند، در کمال تعجب ناپدید می‌شدند؛ به همین دلیل ماموریت آن شب ناموفق گزارش شد.

پس از این ماجرا و بی‌نتیجه ماندن ماموریت، محققان تحقیقات بسیار را روی این پرونده انجام دادند و چند ماه بعد نتیجه این طور گزارش داده شد: «اجسام پرنده، ذراتی بودند که در نتیجه برخورد ایستگاه فضایی سوویت با اتمسفر به وجود آمده و به شکل جسم پرنده در آسمان ظاهر شده بودند».

تعقیب و گریز سائوپائولو

حادثه بلژیک

از همه‌ی گزارش‌های رسیده مبنی بر دیده شدن یوفو، یکی از پرونده‌هایی که بیشترین شاهدان را دارد، مورد بلژیک سال ۱۹۸۹ است که تقریبا حدود ۳۰ گروه مختلف و سه گروه پلیس که هر کدام در ایستگاه خاصی حضور داشتند، آن را گزارش کرده‌اند و در تمامی این گزارش ها دیده شدن شی پرنده مثلثی شکل و مسطح با چراغ هایی زیر آن در ارتفاع پایین به ثبت رسیده است. به گفته شاهدان، هنگامی که یوفو از آسمان شهر لی‌یژ بلژیک به طرف مرز هلند و آلمان می‌گذشت، هیچ صدایی از این جسم ناشناخته غول پیکر به گوش نمی‌رسید. چند ماه پس از این ماجرا، اتفاق شگفت‌انگیز دیگری به وقوع پیوست .بدین ترتیب که در ۳۰ مارس سال ۱۹۹۰ یکی از کاپیتان‌های پلیس‌ملی بلژیک با قرارگاه نظامی کشور تماس گرفت و با عصبانیتی توام با اضطراب خبر عبور یک شی بزرگ مثلثی شکل را از آسمان بلژیک داد.

حادثه بلژیک
مسئولان با کمال تعجب مشاهده کردند که چهار ایستگاه دیگر گزارشی مشابه دو ایستگاه دیگر دریافت کرده‌اند. همه ایستگاه‌ها خبر دادند که شی ناشناخته روی صفحه رادار آنها به آرامی در حال حرکت است و سیگنال‌هایی ارسال می‌کند که به هیچ عنوان قابل شناسایی نیستند. سریعا دستور به پرواز درآمدن دو جنگنده اف ۱۶ برای شناسایی جسم ناشناخته پرنده صادر شد، و بدین ترتیب پس از یک ساعت عملیات تعقیب و گریز پرنده ناشناخته در آسمان شب بروزل ناپدید شد.

خلبان جت اف ۱۶ هنگام تعقیب یوفو گزارش داد:

«یوفو با سرعت بسیاری که حاکی از داشتن تکنولوژی بسیار بالا بود مانور داد، و رادار حدود پنج ثانیه‌ای علامت داد که جسم پرنده از ارتفاع ۳۰۴۸ متری به ۱۵۳ تغییر ارتفاع داده اما دوباره به سرعت به ارتفاع اولیه برگشت».

شاهدان به محض دیدن شی پرنده دوربین‌هایشان را روی آن تنظیم می‌کردند و عکس می‌انداختند تا به خیال خودشان سند معتبری تهیه کنند، اما مساله رمزآلود این ماجرا در این بود که هرچه تلاش می‌کردند تا از این پرنده آهنین عکس بگیرند، به هیچ عنوان امکان‌پذیر نبود و هنگام ظاهر کردن نگاتیوها، تمامی عکس‌های گرفته شده یا تار می‌شد یا می‌سوخت.

حادثه بلژیک

سرانجام یکی از شاهدان موفق شد در ماه آوریل سال ۱۹۹۰ از ویدیویی که گرفته بود عکسی تهیه کند. در آن عکس سطح زیرین شیئی که در سه نقطه آن چراغ‌هایی روشن بود به خوبی نشان داده شده بود و این فریم عکس در سراسر جهان به نمایش گذاشته شد که نمونه کلاسیک از یک یوفو است. با وجود نزدیک به ۱۰۰۰ شاهد ماجرا، جت‌های فرستاده شده برای تعقیب یوفو، تایید رادارها و نظامیان، دیده شدن یوفوها در بلژیک یکی از مستندترین مواردی است که نمی‌توان آن را انکار کرد.

این مطلب را به اشتراک بگذارید:

متن دیدگاه

5 + هفت =