چرا توافقی طلاق گرفتیم؟ پاسخ‌های ۳ زوج جوان را بخوانید!

0  161  

شوهر: تنها چیزی که تو این هفت سال بعد از ازدواجمون با هم به توافق رسیدیم طلاق بود. تقصیر خودمه، اگه از اول مثل ال کاپون بودم و هفته ای با هفتاد نفر ازدواج موقت می کردم کارم به اینجا نمی کشید!

 خبرنگار کلنگ نیوز در یکی از دفاتر طلاق با تعدادی از زوج های داوطلب “طلاق توافقی” مصاحبه ای داشته که در ادامه بخش هایی از آن را می خوانید؛ به دوستانی که پس از خواندن متن مصاحبه، راهکارهای مناسب جهت پیشگیری از اینگونه طلاق ها را پیشنهاد دهند، به قید قرعه دوعدد سفره عقد اجاره داده خواهد شد.

خانم محترم چرا تصمیم گرفتید طلاق بگیرید؟
خانم۱: چون تازه فهمیدم ازدواج کردن حماقته. این سریال ها همش آموزندست. شما همین فاطما گل رو ببینید، داستان زندگی منم دقیقا مثل اونه. عوضش مردا همشون یا مثل مصطفی و منیر و اوز نامرد و خیانت کارن یا مثل راحمی یه تخته شون کمه! من که جوونی مو از سر راه نیاوردم منتظر بمونم ببینم کی قراره شوهرم بهم خیانت کنه.همه ی مردا یه روزی خیانت می کنند.

شوهر گرامی شما چرا توافق کردید که طلاق بگیرید؟
شوهر۱: تنها چیزی که تو این هفت سال بعد از ازدواجمون با هم به توافق رسیدیم طلاق بود. تقصیر خودمه، اگه از اول مثل ال کاپون بودم و هفته ای با هفتاد نفر ازدواج موقت می کردم کارم به اینجا نمی کشید. صد بار تا حالا ازم پرسیده اگه یه روز مثل نجلا بهت خیانت کنم، مثل جم منو می بخشی؟ وقتی می گفتم نه، با گریه می گفت معلومه مثل جم عاشقم نیستی، و الا می بخشیدیم؛ وقتی می گفتم آره، می گفت ای بی غیرت، دوست داری بهت خیانت کنم تا مثل اوز بشی و هر کی رو تو خیابون می بینی باهاش ازدواج موقت کنی؟! به قول فیلم درباره الی یه تلخی با پایان بهتر از یه تلخی بی پایانه.

خانم محترم! مشکل شما با همسرتون چیه؟
خانم محترم۲ : مشکلی نداشتیم، تا اینکه دو سال پیش درگیر اعتیاد شد. هر روز منو دخترمو می گرفت زیر بار کتک، بعدشم مثه سگ پشیمون میشه.اما دیگه خسته شدم. چند وقت پیش توهم زده بود طوطیه، از پنجره پرید بیرون دوهزارو چهارصد تا بخیه خورد! الانم توافق کردیم پس اندازم رو بدم بهش، مهرم حلال، جونم آزاد.

شوهر ۲ از این کارات خجالت نمی کشی؟
شوهر ۲ :چرا داش! می کشیم. هرچی شما بیاری ما می کشیم.از دست زمین و زمون کشیدیم، خجالت شمارم می کشیم. اصلا ما معتاد، انگل جامعه، ولی من از اولش این جوری نبودم. چهار سال پیش سر کار بودم، تا اینکه اون لولو که دکلو برد، کارخونه ما رو هم خورد و بیکار شدم. قبول دارم اینا توجیه، ولی اگه تو اون یه سال کار گیرم میومد، شاید وضعیتم این نبود که امروز بیام اینجا با یه کوآلا مصاحبه کنم. ببینم کوآلاها هم مگه زبون طوطی ها رو می فهمن؟!

خانم محترم ۳ یعنی تمام فکراتون رو کردید؟ دلتون برای هم تنگ نمیشه؟
خانم محترم ۳: نه، اگه امروز اینجاییم تقصیر من و شوهرم نیست، تقصیر خانوادهامونه. وقتی من تو شکم مامانم بودم، گشتاسب رو که جوجه سه روزه بود واسه من خواستگاری کردن و از همون بچگی همه می گفتن عقد آناهیتا و گشتاسب رو توی آسمونا بستن. بزرگتر که شدم گفتم ننه گشتاسب رو وقتی صدا می زنن، ده دقیقه اول دماغش میاد بعد خودش! شبیه پسر بیلبیلک میرزاست، من نمی خوام زنش شم، می گفت: عیب نداره، مرد نباید قیافه داشته باشه، مرد باید مررررردد باشه آناهیتا جان. من که جوون بودم همه بهم می گفتن مرلین مونرو و بابات رو ژرار دپاردیو صدا می زدن. ولی چون مرد بود عاشقش شدم. تو هم وقتی با گشتاسب بری زیر یه سقف همه چی حل میشه.اما بعد از ازدواج سقف آرزوهام رو سرم خراب شد. می دونم منم زن رویاهاش نبودم…

شوهر گرامی ۳ نظر شما درباره طلاق توافقی چیه؟
شوهر گرامی ۳ :با عرض سلام خدمت تک تک هموطنان عزیزم. با آرزوی سلامتی برای شما و عرض خسته نباشید به جناب صدا و سیما، بنده معتقدم گفتمان سازنده در راستای نیل به توافقات جامع در هر امری من جمله طلاق، می تواند منجر به برون رفت از معضلات دیالکتیک مزمن گردد. گرچه باتلاق طلاق، انسان را درون منجلاب تنهایی می کشد، اما همچون فراریست از قفسی به سلولی کوچک! در زندگی طلاق هایی هست که مانند خوره در انزوا روح را می خورد. کات! آقای مجری خیلی خوب حرف زدم؟

بله، بد نبود. ضمنا من مجری نیستم، خبرنگارم.
شوهر گرامی ۳: خبرنگار؟ یعنی این صحبت های من قرار نیست رادیو یا تلویزیون پخش بشه؟ مرتیکه سرنتی پیتی دو ساعته من و آناهیتا رو علاف کردی، طلاقمون رو به تاخیر انداختی که خبرنگارم، غلط کردی خبرنگاری. ببینم با زن در حال طلاق توافقی من چی کار داشتی یه ساعته جیک جیک می کنی قناری. وقتی دادم گودرز و فریبرز خط خطیت کردن می فهمی یه من ماست چقدر کره داره!

این مطلب را به اشتراک بگذارید:

متن دیدگاه

نه − چهار =